عشق و ما...

عشق  به چه کارمان میآید؟

چه کمکی عشق به ما کرده؟

در برابر بیکاری

در برابر هیتلر

در برابر جنگ اخیر

یا دیروز وامروز در برابر هراس های نو به نو

و باران بمب ها

چه از دستش بر می آید؟

هیچ:

عشق به ما خیانت کرده....

به چه کارمان می آید عشق؟

 

عشق را با ما چه کار؟

چه کمکی به عشق رساندیم ما

در برابر بیکاری

در برابر هیتلر

دربرابر جنگ اخیر

یا دیروز و امروز در برابر هوس های نو به نو

 

از ما چه بر می اید

برابر همه ی آنچه ویرانش میکند؟

هیچ:

ما به عشق خیانت کرده  ایم....

پی نوشت:قضاوت همه با خودتون!!!...برای ماندن باید سنگ بود!

  

                                                                                              ...سحر...

                                                                                             

/ 15 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نعیمه

مخالفم چون اگر سنگ باشی می شکنی. باید قابل انعطاف و نرم باشی تا گاهی بتونی در برابر وزش بادها خم بشی.

علیرضا رئیس زاده

سلام از ابراز همدردیتون متشکرم .... در مورد این نوشته باید عرض کنم : هر کسی بنا به درک و فهمش از عشق برداشت می کنه - عشق قداست داره (البته داشت در این روزگار فکر نمی کنم دیگه چیزی به نام عشق بشه پیدا کرد) نه هر کسی درکش می کنه و نه هر کسی لایق اون می شه فکر کنم باید به این صحبت معلم شهید استاد دکتر شریعتی بسنده کرد : استوار ماندن و به هر بادی نلرزیدن دین من است موفق و پایدار باشید [گل]

افسانه

عشق؛ تنها كار بي چراي عالم است... چه آفرينش بدان پايان ميگيرد. «دكتر علي شريعتي»

افسانه

دلي كه عشق ندارد و به عشق نياز دارد، آدمي را همواره در پي گم شده اش، ملتهبانه به هر سو ميكشاند. خدا،آزادي،هنر و دوست... در بيابان طلب بر سر راهش منتظرند تا وي كوزه ي خالي خويش را پر خواهد كرد؟ «دكتر شريعتي»

سیما

سحرم، این یکی از شعر های دوست داشتنی و قابلِ تأملِ اون مجموعه ست. واقعن تأمل برانگیزه که آدم از خودش بپرسه ما برای عشق چه کردیم؟! حالا این «کاری کردن برای عشق» ینی چی؟! ببین می شه عاشق بشیم و خودمونو بسپریم به دستِ عشق. این کارِ خیلی راحتیه و معمولن هم همین اتفاق می افته. اما دریافتی که من از عشق دارم اینه که باید کاری برای عشق کرد. باید درگیر شد. باید مبارزه کرد. اگه لازمه باید تغییر داد. اگه لازمه باید تغییر کرد. چرا که نه؟! فقط آدمای احمق تغییر نمی کنن. من کتمان نمی کنم که نتیجه ی یک رابطه ی عاشقانه، ینی وصل یا ترک، حتمن مهمه. اما اون چه که خیلی اساسی تر و مهم تره تغییریه که آدم ها در طولِ یک رابطه می کنن. من عشق رو نه خیلی بزرگ و منحصر به فرد می دونم، نه پیش پا افتاده و بی اهمیت. احساسِ عشق، تجربه ی ویژه ایه که باید، باید، باید، تجربه بشه. تعریف کردنی نیست چون با درونی ترین وژگی های آدم پیوند پیدا می کنه و اگه آگاهانه تجربه بشه، دستاوردهاش اعجاب انگیزه به نظرم. درد و شادی ش هم ویژه ی خودشه. عشق خوبه... عشق خیلی خوبه...

آیه

ضمنا هیتلر رو عشق آلمان و البته قدرت به اینجا کشوند!عشق با ما چه کرد!مدتی شاهین نجفی گوش میدم!و خیلی به این مفهوم فکر میکنم!که به عنوان جنس لطیف چه برسرمون اومده و میاد![گل]

آیه

برای ماندن باید هوا بود![رویا]

حمید

[گل]سلام به دو خواهرگرامي افسانه و سحر من اپم خوشحال ميشم سري بزنيد ويك نصيحت دارم كه به ايه خانم منعكس كنيد چون بااين كاراش راهش به تركستان ختم ميشود واينكه مسيرزندگي و اهدافشو تغيير بده. ومن ا.. التوفيق[خداحافظ]