...یاد ایام

...اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است

چقدر دلم برا اینجا تنگ شده بووود...

چقدر دلم برا آهنگ تمش تنگ شده بوووود...

هر چی هست زیر سر این وب سایت های دیگست که باعث جدایی ما از اینجا شده :))

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱۸ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ توسط سحر و افسون نظرات () |

آن ‌چنان خسته‌ام که
وقتی تشنه‌ام
با چشمهای بسته
فنجان را کج می‌کنم
و آب می‌نوشم
آخر اگر که چشم بگشایم
فنجانی آنجا نیست
خسته‌تر از آن‌ام
که راه بیفتم
تا برای‌ِ خود چای آماده سازم
آن ‌چنان بیدارم
که می‌بوسمت
و نوازشت می‌کنم
و سخنانت را می‌شنوم
و پس‌ِ هر جرعه
با تو سخن می‌گویم
و بیدارتر از آن‌ام
چشم بگشایم
و بخواهم تو را ببینم
و ببینم
که تو نیستی
در کنارم.

(اریش فرید)                                                     ...سحر...

       

نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/۱۱ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ توسط سحر و افسون نظرات () |

آرزو می کردم


دشت سرشار ز سر سبزی رویاها را


من گمان می کردم،


دوستی همچون سروی سرسبز


چارفصلش همه آراستگی ست.


من چه می دانستم


هیبت باد زمستانی هست...


من چه می دانستم


سبزه می پژمرد از بی آبی


سبزه یخ می زند از سردی دی


من چه می دانستم،


دل هر کس دل نیست


قلب ها ز آهن و سنگ


قلب ها بی خبر از عاطفه اند!

 

 

                                                                                                  ..افسانه..

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/٢٦ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ توسط سحر و افسون نظرات () |

سالهای سال درخت سیب اسم خدا را زمزمه کردو با هر زمزمه ای سیبی سرخ به دنیا آمد .

سیب ها هر کدام یک کلمه بود .کلمه های خدا.مردم کلمه های خدا را میگرفتند و نمیدانستند که درخت اسم خدا را منتشر میکند .

درخت اما میدانست خدا هم.

درخت اسم خدا را به هر کس که میرسید میبخشید .آدم ها همه اسم خدا را به هر کس که میرسید میبخشید .

آدم ها همه اسم خدا را دوست داشتند .بچه ها اما بیش تر .

و وقتی که سیب میخوردند خدا را زمزمه میکردند و دهان شان بوی خدا میگرفت .

درخت سیب زیادی پیر شده بود  میخواست بمیرد اما اجازه ی خدا لازم بود .

درخت رو به خدا کرد و گفت :

همه ی عمر اسم شیرینت را بخشیدم

اسمی که طعم زندگی را یاد آدم ها میداد .

حس میکنم که ماموریتم دیگر تمام شده

بگذار زودتر به تو برسم !

خدا گفت:

عزیز سبزم!

تنها به قدر یک سیب دیگر صبر کن .

اخرین سیبت سهم کودکی است که دندان هایش هنوز جوانه نزه

این آخرین هدیه را هم ببخش

صبر کن تا لبخندش را ببینی

و درخت سیب یک سال دیگر هم زنده ماند .

برای دیدن آخرین لبخند  

و وقتی که کودک آخرین سیب را از شاخه چید خدا لبخند زد

و در درخت آرام در آغوش خدا جان داد




                                                                                                                              ..افسانه..

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/۱٥ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ توسط سحر و افسون نظرات () |

سلام...لبخند

دیروز افسانه به من گفت: سحر چرا دیگه آپ نمیکنی؟ یهو یادم اومد که ای وای به کل وبلاگ رو فراموش کردم.خیال کردم تو تابستون اینقدر وقت دارم که بشینم ُ درست مطلب بنویسم و بذارم تو وبلاگ.اما نشد نزدیک به 2ماه از تابستون گذشت و من حتی یه بار هم نتونستم بیام.از افسانه بخاطر این کوتاهی تو کار عذر میخوام .حقیقت اینه که  وقت نداشتم و اگرم داشتم اونقدر ذهن ُ فکرم مشغول بود که دیگه نمیتونستم تمرکزی روی نوشتن مطلب برای وبلاگ داشته باشم. کمی خسته ام.اما این حداقل برای من چیز تازه ای نیست.قول نمیدم اما سعی میکنم از این پس در حق این دخمه ی  حرفهامون کوتاهی نکنم!!!سطر مانده را مینویسمُ نقطه.

نقطه سر خط.

میخواهم بنویسم

میخواهم نیمی از تو را روی خطهای این کاغذ قرار دهم

اما...

نبض قلم می ایستد

و تمامیه آنچه که از تو میماند

یک نقطه سر خط است.

 

                                                                                       ...سحر...

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/٢٥ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ توسط سحر و افسون نظرات () |

حضور خویشتن را و غربت را،

وتنهایی دردناک در انبوه جمعیت را،

و سکوت رنج آور در بحبوحه ی هیاهو را،

و بی کسی هراس آور در ازدحام همه کس را...

و همه را...

با تسلیت مقدس اعجاز گر این که...

میدانستم تو هستی...

در خود فرو می خورم.

                                                                                  ..افسانه..

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱۳ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ توسط سحر و افسون نظرات () |

خطوط نازکا/ پرو



این خطوط عجیب و غریب بین سال‌های 500 قبل‌از میلاد و 500 میلادی در صحرا حکاکی شده و موجودات زنده‌ای مثل پرندگان،‌ حیوانات و مردی با ظاهری عجیب را نشان می‌دهند که به نام فضانورد شناخته می‌شود. فضانورد را می‌توانید در این تصویر ببینید. اندازه این تصاویر در حدی است که تنها از آسمان به خوبی دیده می‌شوند. این مسئله باعث می‌شود که دیدار از این منطقه در پرو رمزآلود و قدری هم ترسناک باشد. کسی مطمئن نیست، ‌اما گفته می‌شود که این خطوط برای آیین‌های خاص ستاره‌شناسی استفاده می‌شوند. هواپیماهای کوچکی که از باند نزدیک صحرا بلند می شوند،‌ تا نزدیکی این خطوط پرواز می‌کنند.

--------------------------------------------------------------------------------
زمین‌های گدازه‌ای/ جزیره بزرگ واقع در هاوایی



کیلایی فعال‌ترین آتشفشان دنیاست و با امواجی از گدازه‌های سرد شده اطرافش، ‌پارک ملی آتشفشان‌ها را تشکیل می‌دهد. بسته به شرایط،‌ شما می‌توانید با خودرو در این پارک رانندگی کنید و حتی مستقیم به طرف دهانه آتشفشان بروید. هم‌چنین می‌توانید با هلیکوپتر یا هواپیما این نمای بی‌نظیر را از بالا تماشا کنید. در جنوب این جزیره هم می‌توانید گدازه‌های سرخی که به دریا می‌ریزند و زیر امواج خروشان، زمین تازه می‌سازند را بینید.


--------------------------------------------------------------------------------
معدن نمک کراکاو/ ویلیزکا در لهستان



این معدن نمک که در واقع یک موزه زیرزمینی است، دنیایی از دریاچه‌های زیرزمینی و سازه‌های وهم‌انگیز نمکی است: از مسیح پیامبر در تابلوی شام آخر گرفته تا کوتوله‌ها و معبد خدای معدن. همچنین بازدیدکنندگان می‌توانند در این معدن قلعه کارهای نمک را ببینند.


--------------------------------------------------------------------------------
دریاچه عروس دریایی/ پالائو در جزایر میکرونزی



در حدود 13 میلیون عروس دریایی طلایی تپنده در این دریاچه زندگی می‌کنند که به دلیل عدم وجود شکارچی،‌ قابلیت نیش‌زدن را از دست داده‌اند. بنابراین اگر بتوانید به آرامی شنا کنید، می‌توانید با یک لوله برای تنفس زیر آب در میان آن‌ها شنا کنید. این عروس‌های دریایی هر روز به دنبال حرکت خورشید از این سو به آن سوی دریاچه شنا می‌کنند.

--------------------------------------------------------------------------------
بریس کانیون/ یوتا در ایالات متحده آمریکا



صخره‌های نوک تیز به جا مانده از فرسایش،‌ همراه با رنگ‌های بسیار زیبا، جلوه بی‌نظیری به این منطقه داده‌اند. این پارک کوچک ملی، تالارهایی از صخره‌های پهناور هم دارد. همین طور کوه‌هایی که تا 3هزار متر ارتفاع دارند و برای بالا رفتن خیلی عالی هستند.


--------------------------------------------------------------------------------
صحرای غرق در گل/ ناماکوالند در آفریقای جنوبی



اگر بین ماه‌های آگوست و اکتبر/ مرداد و مهر به این منطقه سفر کنید، می‌توانید انتظار داشته باشید که بیابان‌های بی آب و علف را غرق در گل‌های بهاری ببینید که مانند یک فرش براق سراسر صحرا را پوشانده‌اند. دیدن چنین منظره‌‌ای البته به شرایط آب و هوایی بستگی دارد چون باران‌های زمستانی این فصل هستند که این دریای گل را به وجود می‌آورند.

--------------------------------------------------------------------------------
غارهای وحشی و طبیعی/ کاپادوسیا در ترکیه



مجموعه این غارها در صخره‌های عجیب و غریب،‌ تنها غارهایی جذاب برای جلب توجه توریست‌ها نیستند، بلکه شما با سفر به این منطقه می‌توانید درون این غارها اقامت کنید. حتی برخی از این هتل‌های غیرعادی در خاکسترهای نرم به جا مانده از آتشفشان ساخته شده‌اند. به نظر متفاوت و جذاب می‌رسد نه؟
--------------------------------------------------------------------------------
دره ماه/ صحرای آتاکاما در شیلی



این صحرای لم‌یزرع و غیرقابل زندگی، که منظره‌ای شبیه سطح کره ماه دارد، در تپه‌های دامنه کوه‌های آندرس واقع شده‌ و پر از پدیده‌های طبیعی است. در این صحرا می‌توانید بلورهای نمک و چشمه‌های آب گرمی را ببینید که بخار از آن‌ها بلند می‌شود.


--------------------------------------------------------------------------------
جنگل سنگ/ شیلین واقع در یونن در کشور چین



ستون‌های سنگی بلند در این جنگل، مارپیچی درست کرده‌اند که در خود می‌پیچید و به سمت شهر کونمینگ می‌رود. منتها در این جنگل، به جای درختان سر به فلک کشیده، سنگ‌های آهکی پیدا کردن مسیر را دشوار می‌سازد. این که ستون‌های سنگی از درختان پوشیده شده‌اند، می‌تواند نشان‌ دهنده این باشد که این جنگل سنگی قبرستان یک جنگل سبز قدیمی است.

 

 

                                                                                            ..افسانه..

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۳٠ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ توسط سحر و افسون نظرات () |

 

تهران یکی از ده شهر نامطلوب جهان برای سکونت شناخته شد. اما تهران جذابیت های منحصر بفردی هم دارد که در هیچ جای دنیا نظیر ندارد:

۱) تهران تنها شهری است که در آن می توانید وسط خیابانهای آن نماز بخوانید، وسط پارک شام بخورید، در رستوران به دیدن مانکن های لباس های مدل جدید بروید، در تاکسی نظرات سیاسی تان را بگویید، در کوه برقصید، اما برای ملاقات با نامزدتان باید به یک خانه خلوت بروید.

۲) تهران تنها شهری است که در آن دو نفر روی دوچرخه می نشینند، چهار نفر روی موتورسیکلت می نشینند، شش نفر توی ماشین می نشینند، ۲۵ نفر توی مینی بوس می نشینند و ۶۰ نفر سوار اتوبوس می شوند.

۳) تهران تنها شهری است در دنیا که پیاده ها حتما از وسط خیابان رد می شوند، اتومبیل ها حتما روی خط عابر پیاده توقف می کنند و موتورسیکلت ها حتما از پیاده رو عبور می کنند.

۴) تهران تنها شهر دنیاست که در آن همیشه همه چراغ ها قرمز است، اما هر کس دوست داشت از آن عبور می کند.

۵) در تهران از همه جای ماشین ها صدا در می آید، جز از ضبط صوت آن.

۶) همه در خیابان ها و پارک ها با صدای بلند با هم حرف می زنند، جز سخنرانان که حق حرف زدن ندارند.

٧) تهران تنها شهری است در دنیا که همه صحنه های فیلمهای بزن بزن را در خیابان های شهر می توانید ببینید، اما تماشای این فیلمها در سینما ممنوع است.

٨) مردم وقتی سوار تاکسی می شوند طرفدار براندازی هستند، وقتی به مهمانی می روند اصلاح طلب می شوند و وقتی راه پیمایی می کنند محافظه کارند و وقتی سوار موتورسیکلت می شوند راست افراطی می شوند.

٩) رانندگی در تهران مثل سیاست ایران است، هرکسی هر کاری دلش بخواهد می کند، اما همه چیز به کندی پیش می رود.

۱٠) ماشین ها در کوچه های تنگ با سرعت ۷۰ کیلومتر حرکت می کنند، در خیابانها با سرعت ۲۰ کیلومتر حرکت می کنند و در بزرگراهها پارک می کنند تا راه باز شود.

۱١) در بعضی جاهای تهران مردم در سال ۲۰۰۸ میلادی زندگی می کنند و در بعضی جاهای دیگر شهر در سال ۷۰ هجری قمری 

به نقل از مرثیه ای برای یک رویا-اشکان صادقی

 

                                                                                                  ..افسانه..

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۱٩ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ توسط سحر و افسون نظرات () |

پیچك دات نت قالب جدید وبلاگ